نوشته شده توسط : webdesigner1

آگاهی از برند اولین مرحله آشنایی یک مخاطب با برند شماست. اما مهم است بدانید آگاهی از برند چیست و چطور به رشد کسب‌وکارها کمک می‌کند؟
این روزها بیش‌تر شرکت‌ها به دنبال فروش بیش‌تر محصولات و خدمات‌شان هستند، روش‌های زیادی هم وجود دارد تا شما بتوانید فروش سازمان یا کسب‌وکارتان را افزایش دهید. در سال‌های قبل کسب‌وکارها برای حفظ ارتباط بین مشتری و خودشان یک کارت ویزیت به هر مشتری می‌دادند یا شماره و آدرس مغازه را روی پلاستیک چاپ می‌کردند. از طرفی برای این که بتوانند ارتباط خودشان با مشتری را هم حفظ کنند به روش‌های مختلفی یک شماره تلفن از مشتری می‌گرفتند اما حالا که سهم زیادی از فروش به صورت آنلاین شده است چطور؟ آیا هنوز هم گرفتن یک سرنخ از مشتری امکان‌پذیر است و اگر امکان‌پذیر است آیا فایده‌ای هم دارد؟ در این مقاله می‌خواهیم در مورد این موضوع صحبت کنیم و آگاهی از برند را به شکل کاملی بررسی کنیم.

آگاهی از برند (brand awarness) چیست؟

قطعا برای شما هم پیش آمده است که به یک سوپرمارکت می‌روید و از فروشنده می‌خواهید تا یک بستنی از برند X به شما بدهد، این بدین خاطر است که شما آگاهی مناسبی از آن برند X دارید و مطمئن هستید که اجناس این برند از کیفیت معقولی برخوردار هستند. اگر محصولات و خدمات شما برای مشتری شناخته شده باشد احتمال فروش شما بیش‌تر می‌شود.
اگر به برخی محصولات بازار دقت کرده باشید متوجه می‌شوید که بسیاری از آن‌ها در طی چند ده سال اخیر بسته بندی یکسانی داشته‌اند و همین امر یکی از مواردی است که باعث می‌شود مشتری در هر بار خرید با دیدن آن بسته‌ بندی به سراغ انتخاب آن برود چرا که از کیفیت محصول اطمینان دارد (بسته بندی بیسکوییت ترد، سس دلپذیر، بستنی‌های میهن، سویای سبحان، شیر پگاه از جمله این موارد هستند). از دیگر مثال‌های این موضوع می‌توان به شرکت‌های «تاید» یا «پفک» اشاره کرد که محصولات این شرکت‌ها اینقدر بین مردم محبوب شدند که (برای مثال) مشتری‌ها در هنگام خرید از فروشگاه نمی‌گویند یک پودر شست‌وشو، بلکه می گویند یک تاید!
در حقیقت آگاهی درست از برند باعث می‌شود مشتری یک سرنخ از آن شرکت در ذهن داشته باشد و برای خرید مجدد به دنبال همان سرنخ برود. این سرنخ می‌تواند اسم آن محصول باشد یا حتی تصویر بسته‌بندی محصول. اگر مبانی آگاهی از برند به شکل اصولی در سازمان پیاده سازی شود می‌توان مطمئن بود که این برند یک مزیت رقابتی بسیار هوشمندانه به دست می‌آورد که به سادگی قابل کپی کردن توسط رقبا نیست.
بیشتر بخوانید: اهمیت سرنخ یا لید (lead) در بازاریابی
«آگاهی از برند یک گام بالاتر از شناخت برند قرار می‌گیرد و مشتری با شنیدن نام آن برند تمامی احساسات برند و حتی محصولات برند را به خاطر می‌آورد که این موضوع می‌تواند نمونه بارز اعتمادسازی بین مشتریان باشد».

اهمیت آگاهی از برند برای کسب و کارها

اهمیت آگاهی از برند برای کسب و کارها

همان طور که در قسمت‌های بالا اشاره شد آگاهی از برند در بسیاری از موارد می‌تواند تضمینی برای فروش بالای خدمات و محصولات سازمان شما باشد اما حقیقت این است که فروش بالا تنها اهمیت آگاهی از برند نیست و موارد دیگری هم وجود دارد که آگاهی از برند را برای شرکت‌ها و سازمان‌ها الزامی می‌کند. در ادامه مطلب مهم‌ترین مزایای آگاهی از برند را ذکر کرده‌ایم.

  • برندسازی قدرتمند
  • اعتماد مشتری به سایر محصولات و خدمات سازمان
  • ایجاد یک اعتبار بالا در بازار مورد نظر
  • اعتمادسازی بین مشتریان و کمک به وفادارسازی مشتری
  • ایجاد تمایز نسبت به رقبا

انواع آگاهی برند

بسیاری از برندها تحقیقات زیادی انجام می‌دهند تا متوجه شوند که چه تعدادی از مخاطبان و کاربران با برند آن‌ها آشنایی دارند. این کار کمک می‌کند تا متوجه شوید که چند درصد از بازارا هدف برند شما را می‌شناسند. آگاهی از برند ۲ مدل مختلف دارد که در ادامه این ۲ مدل را بررسی می‌کنیم:

  • تشخیص برند: تشخیص برند بیش‌تر در حوزه کالاهای زود مصرف یا همان FMCG کاربرد دارد اما به این معنا نیست که دیگر کسب‌وکارها نمی‌توانند از آن استفاده کنند. در نوع تشخیص برند کاربر باید بتواند برند شما را در بین سایر برندهای موجود شناسایی کند. برای مثال وقتی در یک فروشگاه زنجیره یک ردیف شامل چندین برند پنیر وجود دارد و کاربر به صورت مستقیم به سراغ یکی از برندهای پنیر می‌رود و آن را انتخاب می‌کند به این معنا است که این شخص قادر به تشخیص برند است.
  • به‌یاد‌آوری برند: یادآوری برند به معنای اندازه گیری توانایی مشتری در به یاد آوردن اسم برند است بدون اینکه لیست محصولات یا برندهای مرتبط در اختیار او قرار گیرد. در این نوع از آگاهی برند مشخص می‌شود که چه مقدار از کاربران قادرند برند شما را به یاد بیاورند و در ادامه محصولات و حوزه مورد فعالیت شما را ذکر کنند.

مدل‌های آگاهی برند

آگاهی از برند مدل‌های مختلفی دارد که شما به عنوان صاحب یک کسب و کار باید با این مدل‌ها آشنایی داشته باشید. آشنایی با مدل‌های مختلف آگاهی از برند کمک می‌کند تا بتوانید در زمانی سریع‌تر بر این موضوع مسلط شوید. برای این که بتوانید یک مشتری را به خرید مجدد از برند برسانید ۳ مرحله وجود دارد این این مراحل تحت عنوان مدل‌های مختلف آگاهی از برند در ادامه ذکر شده است:

  • شناخت: در این مرحله برند یک محصول یا یکی از خدمات خود را برای ایجاد آگاهی از برند مشخص می‌کنید و برنامه‌های لازم را تدوین می‌کنید.
  • اثر: در مرحله اثر مشتری تحت تاثیر محصول یا خدمت باکیفیت قرار می‌گیرد و به محصول یا خدمت شما علاقه‌مند می‌شود. در این مرحله امکان دارد محصول یا خدمت شما را به دیگران هم معرفی کند.
  • رغبت: در این نوع از آگاهی برند که آخرین مرحله هم هست مشتری (کاربر) در بیش‌ترین میزان رضایت قرار دارد و در این قسمت است که خرید مجدد از شما انجام می‌گیرد.

استراتژی های آگاهی از برند

آگاهی از برند هم مانند هر روش بازاریابی دیگر استراتژی‌های خاص خود را دارد تا شما بتوانید در مسیر پیاده سازی آن موفق شوید. بسته به نوع اهداف شرکت استراتژی‌های مختلفی اتخاذ می‌شود، به عبارت دیگر هر شرکتی که بخواهد آگاهی از برند را پیاده‌سازی کند باید استراتژی‌های مختلف را بررسی کند و از بین آن‌ها مناسب‌ترین را انتخاب کند تا با کمترین هزینه و زمان به نتیجه دلخواه خود برسد. در ادامه این قسمت چند مورد از پرکاربردترین استراتژی‌های آگاهی از برند را معرفی می‌کنیم.

  • برگزاری مسابقات مختلف در فضاهای آنلاین و آفلاین
  • داستان سرایی برند
  • تبلیغات کلیکی
  • تبلیغات در شبکه‌های اجتماعی و استفاده از اینفلوئنسرها
  • اسپانسرینگ مراسمات، جشنواره‌ها، پادکست‌ها و رویدادهای تخصصی
  • خرید رایگان در ازای معرفی یک مشتری
  • تولید محتوای کاربردی و کاربرپسند برای کاربر

روش‌های ایجاد آگاهی برند

روش‌های ایجاد آگاهی از برند بسیار متوع است و دست شما برای ایجاد آگاهی برند کاملا باز است اما شما باید سراغ روشی بروید که در کمترین زمان و باکمترین هزینه شما را به مقصد می‌رساند. در ادامه مهم‌ترین روش‌های ایجاد آگاهی از برند را ذکر کرده‌ایم:

  • استفاده از اینفلوئنسرها برای معرفی و تایید کیفیت خدمات و محصولات
  • پشتیبانی و اسپانسر شدن در رویدادها
  • تبلیغ و رپورتاژ در سایت‌های مرتبط
  • تبلیغات در سطح آنلاین و آفلاین
  • فعالیت مستمر در فضای مجازی

جمع بندی

اگر بتوانید آگاهی از برند را در کسب و کارتان ایجاد کنید می‌توانید مطمئن باشید که نسبت به رقبا مزیت‌ بزرگی به دست آورید و مزیت رقابتی ایجاد کنید. پیاده سازی آگاهی از برند شاید هزینه‌بر و زمان‌بر باشد اما باید دقت داشته باشید که این موضوع طی یک ماه یا یک سال اتفاق نمی‌افتد اما رفته رفته خدمت یا محصول شما یک سرگردن نسبت به رقبا بالاتر می‌ایستد. قبل از پیاده سازی آگاهی از برند بهتر است روش‌های مختلف اجرا کردن آن را بررسی کنید و بهینه‌ترین گزینه(ها) ممکن را انتخاب کنید.

https://tejarat-online.blogsazan.com/

https://bazar-online.blogsazan.com/

https://web24.blogsazan.com/

https://webdaran-digital.blogsazan.com/

https://marketing-web.blogsazan.com/

https://bazar-market.blogsazan.com/

https://tejarat-farda.blogsazan.com/

https://tejarat-digital.blogsazan.com/

https://seoweb24.blogsazan.com/

https://webinja.blogsazan.com/

 



:: بازدید از این مطلب : 254
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 06 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

هر تعاملی که مخاطبان با شما داشته باشند، به نوعی یک تجربه به‌شمار می‌رود. اگر به‌دنبال رقم‌زدن بهترین تجربه‌ها هستید تا بهترین تصویر در ذهن مخاطبان شکل بگیرد، بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing می‌توانید قوی‌ترین ابزار شما باشد. بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing به شما کمک می‌کند دید بهتری را نسبت به برندتان گسترش دهید و تاثیر بهتری روی مخاطبانتان بگذارید.
نتایج تحقیقات نشان داده که ۴۹ درصد از شرکت‌کنندگان رویدادها، فیلم‌های آن رویداد را در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌کنند. فرض کنید حدود نصف میهمانانتان بخواهند فیلم کسل‌کننده و بی محتوای رویداد شرکت یا برند شما را در فضای مجازی پخش کنند، آن وقت چه می‌شود؟
حالا در مقابل فرض کنید به رویدادی تجاری رفته‌اید و در آن همگی با هم یک بازی کامپیوتری را انجام داده‌اید و لباس‌های شخصیت‌های آن بازی را پوشیده‌اید. به نظرتان اگر در این حالت فیلم برندتان پخش شود، دیگران در مورد کسب‌وکارتان چه فکری می‌کنند؟ چه تاثیری روی ذهن مخاطب خواهید گذاشت؟
یا اگر بتوانید فیلمی جذاب برای شرکت‌کنندگان نمایش دهید و آن‌ها را دعوت به مشارکت و نظر دادن بکنید چه اتفاقی می‌افتد؟
قطعا هیچ یک از ما دوست نداریم در رویدادی شرکت کنیم که کسل‌کننده است و در تمام مدت برگزاری آن خوابمان برده باشد. با به کارگیری بازاریابی تجربی می‌توانید این حس را برای شرکت‌کنندگان القا کنید که برندی ارزشمند هستید و همیشه در خاطرشان بمانید.

تعریف بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing

روزانه با چه تعداد تبلیغ روبرو می‌شوید؟ چند بیلبورد می‌بینید؟ کدام‌یک از آن‌ها بعد از مدت‌ها در ذهنتان باقی مانده است؟ کدام‌یک را بهتر به خاطر می‌آورید؟ احتمالا تعداد زیادی از آن‌ها در خاطرتان نمانده است.
بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing نوعی استراتژی بازاریابی است که در آن با ایجاد تجربیات واقعی زندگی، مشتریان را جذب و علاقمند می‌کنند. تاکید این نوع بازاریابی روی این مسئله است که مشتری بتواند برند را تجربه کند و از این تجربه خاطره خوش و ماندگاری در ذهنش ثبت شود. خاطره‌ای که حتی مدت‌ها بعد نیز بتواند آن را به یاد بیاورد.
برای مثال کارخانه نوشابه انرژی‌زای EnergyX را در نظر بگیرید. این برند معروف برای این‌که مشتریان را وادار به تجربه نوشیدن این انرژی بکند، بعد از هر مسابقه ورزشی، با کامیونی چند رنگ و درخشان جلوی درب خروجی ظاهر می‌شد و به طور رایگان نوشابه‌های خود را بین تماشاچیان پخش می‌کرد. در همین حین کارت تخفیف هم برای خریدهای بعدی مشتریان بالقوه بینشان پخش می‌کرد. بدین ترتیب مشتریان به خریدهای بعدی ترغیب می‌شدند و این خاطره را به همراه تجربه‌ای یه‌یادماندنی و خوش در ذهنشان مرور می‌کردند.
در این مقاله برایتان خواهیم گفت که چگونه استراتژی مناسبی برای این‌کار تدوین کنید و چرا اصلا باید از بازاریابی تجربی استفاده کنید.

استراتژی بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing

بازاریابی تجربی باعث می‌شود تمام مخاطبان شما، رویدادهایتان را شرکت کنند و به آن‌ها علاقه‌مند باشند. اما نه صرفا به این دلیل که این رویدادها زنده برگزار می‌شوند. برای این‌که بتوانید مخاطبان خود را به رویدادها و تبلغ‌هایتان جذب و علاقمند کنید، باید استراتژی بازاریابی تجربی صحیحی داشته باشید. با کمک تدوین استراتژی بازاریابی، به برندتان جان و زندگی ببخشید.

استراتژی بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing

با اعمال این ۱۰ قدم، استراتژی بازاریابی تجربی کسب‌وکارتان را تدوین کنید.
قدم اول: مخاطبتان را بشناسید
بسیاری از کسب‌وکارها آن‌قدر درگیر برنامه‌ریزی بقیه قسمت‌ها می‌شوند که فراموش می‌کنند باید پیش از هر چیز مشخص کنند که می‌خواهند به چه کسانی خدمت ارائه کنند و چه کسانی باید درباره این برند بیشتر بدانند. برای شناخت هر چه بهتر مخاطبتان سعی کنید بیشتر با بخش فروش و مدیران حسابداری وقت بگذرانید و از آن‌ها بخواهید اطلاعات عمیق‌تری از خریدارانتان به شما ارائه دهند.
قدم دوم: پیامی واضح و متناسب با برندتان داشته باشید
برای این‌که در مراحل مختلف بازاریابی تجربی موفق باشید باید پیامی مناسب داشته باشید و بتوانید از طریق آن بهتر با مخاطبتان ارتباط برقرار کنید.
درباره پیامی که می‌خواهید بدهید خوب فکر کنید، مطمئن شوید پیامتان با تصویری که می‌خواهید از برند بر جا بگذارید هماهنگ است و به طور کامل نیز واضح است.
قدم سوم: چیزی مفید ارائه دهید
موفق‌ترین کمپین‌ها آن‌هایی بوده‌اند که به مخاطب چیزی را آموزش داده‌اند یا چیزی مفید در اختیارشان گذاشته‌اند.
سعی کنید به جای فروختن محصولاتتان در کمپینی که برگزار می‌کنید، ارزشی والا را به مخاطب ارائه کنید.
قدم چهارم: از واقعیت افزوده استفاده کنید
اگر واقعیت‌های فضای آنلاین را بتوانید وارد دنیای آفلاین خود بکنید، در واثع توانسته‌اید از واقعیت افزوده استفاده کنید. اگر مخاطبان در رویدادهای شما بگویند: «وای! چقدر باحال!» و در عین حال بتوانند بعدها آن اتفاق جالب را به یاد بیاورند موفق شده‌اید که اثری ماندگار در ذهنشان خلق کنید.
قدم پنجم: شاخص‌های کلیدی عملکرد یا KPI خود را مشخص کنید
پس از برگزاری کمپین باید بدانید که تا چه میزان موفق بوده‌اید. برای اندازه‌گیری این موفقیت لازم است که از پیش شاخص‌هایی تعیین کرده باشید.
قدم ششم: سعی کنید سرگرم‌کننده باشید
شما باید کاری کنید که پیام برندتان پخش شود. پخش شدن و همه‌گیر شدن کار بازاریابی است. در تدوین استراتژی بازاریابی تجربی برندتان حتما موقعیتی برای خلق سرگرمی و تفریح قرار دهد چرا که سرگرمی‌ها خاصیت ویروسی دارند و به سرعت پخش می‌شوند.
زمانی‌که بتوانید نظر مخاطبتان را با سرگرمی جلب کنید می‌توانید تصمیم بگیرید که به آن‌ها چیزی بفروشید یا نه.
قدم هفتم: زودتر از موعد برنامه‌ریزی را شروع کنید
اگر برنامه‌ریزی برای کمپین تبلیغاتی‌تان را به تعویق بیاندازید احتمالا دچار مشکل خواهید شد. همیشه برای لحظات آخر بار زیادی از کار به وجود می‌آید و نداشتن برنامه‌ریزی و ایجاد تغییرات لحظه آخری برایتان هزینه زیادی خواهد داشت.
قدم هشتم: به طور کامل تحقیق کنید
درباره نیازها و وسایلی که باید تهیه کنید حتما به طور کامل تحقیق کنید. داستان‌های دیگر کمپین‌های موفق بازاریابی دیجیتال را بخوانید و از آن‌ها سرمشق بگیرید.
قدم نهم: رویدادتان را بازاریابی و تبلیغ کنید
از شبکه‌های اجتماعی برای بازاریابی کمپین تان استفاده کنید چرا که امروزه شبکه‌های اجتماعی به ابزاری قدرتمند برای تبلیغ و بازاریابی برندها تبدیل شده‌اند.
قدم دهم: از محتوای UGC یا تولید ‌شده توسط کاربر استفاده کنید
اگر مخاطب برندتان را تشویق کنید که در شبکه‌های اجتماعی، بلاگ یا دیگر مکان‌ها درباره شما بگوید، بنویسد یا عکس و فیلم منتشر کند، موفق شده‌اید اعتباری باورنکردنی برای خودتان رقم بزنید.
فراموش نکنید که بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing این روزها باعث تغییرات شگرفی در روند بازاریابی شده است. پس تا دیر نشده، استراتژی بازاریابی تجربی برندتان را تدوین و طراحی کنید.

دلیل اهمیت بازاریابی تجربی

دلیل اهمیت بازاریابی تجربی

هر زمانی‌که بتوانید مخاطب برندتان را خوشحال کنید، منفعتی به کسب‌وکارتان بخشیده‌اید. بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing به شما کمک می‌کند به مخاطبانتان احساس بهتری بدهید. همین احساس بهتر باعث ایجاد وفاداری به برند می‌شود.
مهم‌ترین منفعتی که در مسیر بازاریابی تجربی نصیب برند می‌شود، تبلیغ دهان به دهان است. زمانی‌که بتوانید مشتری خودتان را خوشحال کنید آن‌ها هم به دیگران این خوشحالی را سرایت می‌دهند و از شما تعریف می‌کنند.
بر اساس نتایج تحقیقات نشریه فوربس، بازاریابی تجربی باعث ایجاد ارتباط پایدار بین مشتری و برند می‌شود. هم‌چنین شما از این طریق قادر خواهید بود اطلاعات زنده و صحیح‌تری را از مصرف‌کنندگان خدمات یا محصولاتتان به دست آورید.
از مهم‌ترین دلایل اهمیت بازاریابی تجربی می‌توان به این موارد اشاره کرد:

  • بسیار موثر است و می‌توان از آن نتایج دقیقی استخراج کرد.
  • با استفاده از روش‌های غیر سنتی باعث ایجاد آگاهی بخشی از برند می‌شود.
  • باعث تعامل و افزایش شبکه‌سازی در شبکه‌های اجتماعی می‌شود.
  • خاطراتی ماندگار در ذهن مخاطب حک می‌کند.
  • با کمک این نوع بازاریابی توجه رسانه‌ها به برند شما جلب می‌شود.

مقایسه بازاریابی تجربی و بازاریابی سنتی

بازاریابی سنتی در واقع همان تبلیغ و ترفیعی است که با بازاریابی همراه می‌شود. به طور معمول بیلبوردها، بروشورهای تبلیغی و تبلیغات رادیو و تلویزیون از انواع بازاریابی سنتی محسوب می‌شوند. با استفاده از این روش‌های بازاریابی سنتی می‌توان نام و هدف برند را به معرض دید عموم گذاشت اما باید دقت کرد که جذب مخاطبان خاص از طریق بازاریابی سنتی امری بسیار سخت خواهد بود.
بازاریابی تجربی همان‌طور که از نامش پیداست بر تجربیات و عواطف و احساسات مشتریان تاثیر می‌گذارد. به کمک بازاریابی تجربی می‌توان احساس خوبی نسبت به محصول یا خدمات کسب‌وکار در مشتریان ایجاد کرد.
اگر بخواهیم تفاوت بازاریابی تجربی و سنتی را بگوییم باید مثال فلاسفه جدید و قدیم را بزنیم. دعوایی که همیشه بین این فیلسوفان بر سر درستی یا نادرستی سخنانشان است، مانند دعوای استفاده از بازاریابی سنتی یا تجربی است.
بازاریابی سنتی تاکید خود را بر امکانات کاربرد و فواید اصلی محصول یا خدمات قرار می‌دهد در حالی‌که بازاریابی تجربی تاکیدش بر ایجاد محرکی برای خلق تجربیات مفید از برند برای مصرف‌کننده است.
بازاریابی سنتی رقابت را بر سر گروهی از محصولات یا خدمات خاص می‌بیند در حالی‌که بازاریابی تجربی رقابت را در فهم مخاطب و توزیع محصول بهتر برای ایجاد تجربه عمیق‌تر برای مصرف‌کننده می‌داند.
بازاریابی سنتی، مخاطبان را افرادی می‌داند که بسیار منطقی هستند در حالی‌که بازاریابی تجربی مخاطبان برند را افراد منطقی و احساسی می‌داند.
حقیقت این است که برندها و شرکت‌های موفق از دیرباز هر دو نوع بازاریابی را برای پیش‌برد هدف‌هایشان به کار می‌برده‌اند. از آن‌جایی که همیشه شرکت‌ها می‌خواهند هزینه‌هایشان را پایین نگه دارند، بازاریابی تجربی گزینه خوبی است برای این‌که بتوانند نتایج بهتری بگیرند.
مثلا شرکت‌ها می‌توانند به جای تبلیغ در یک روزنامه برای عموم افراد، همان هزینه را برای تبلیغی بکنند که گروه خاصی از مشتریان بالقوه را در بر می‌گیرد و نتیجه بهتری هم دارد.

پتانسیل بازاریابی تجربی برای وایرال شدن

قصدتان این است که از طریق شبکه‌های اجتماعی وایرال شوید؟ قطعا دوست دارید نام برندتان بر سر زبان‌ها بیفتد. بهترین راه حل برای وایرال شدن استفاده از بازاریابی تجربی یا Experiential Marketing است.
اگر موفق شوید این نوع بازاریابی را به درستی انجام دهید و تجربه مخاطبانتان را به خوبی بهبود بخشید و خاطره‌ای ماندگار در ذهنشان ثبت کنید، آن‌ها نیز با اشتراک‌گذاری همین تجربه هیجان انگیزی که کسب کرده‌اند باعث وایرال شدن شما می‌شوند. اینفلوئنسرها، بلاگرها ودیگر فعالان شبکه‌های اجتماعی نیز با دیدن وایرال شدن موضوعی و برای مشارکت در این بحث جمعی به کمک شما می‌آیند و بیشتر و بیشتر به وایرال شدنتان کمک می‌کنند.

محاسبه ROI در بازاریابی تجربی

ROI یا Return on Investment اصطلاحی است که برای اندازه‌گیری نرخ بازگشت سرمایه استفاده می‌شود. برای محاسبه نرخ بازگشت سرمایه یا ROI باید اهدافی را از پیش برای خودتان تنظیم و مشخص کرده باشید. پس پیش از شروع به کار حتما زمانی را برای مشخص کردن اهدافتان اختصاص دهید که در نتیجه آن بتوانید میزان موفقیت کمپین را اندازه‌گیری کنید. معمولا این اهداف میزان تعامل با شبکه‌های اجتماعی یا میزان فروش و درگیری احساسی با برند هستند.
برای این‌که بتوانید اطلاعات این‌چینی را ذخیره و اندازه‌گیری کنید می‌توانید یک کانتر در ورودی رویدادتان قرار دهید و از افراد بخواهید ایمیل یا نشانی شبکه‌های اجتماعی خود را به شما بدهند.
برای اندازه‌گیری میزان درگیری احساسی با برند نیز می‌توانید کارهایی انجام دهید. شاید در ابتدا به نظرتان بیاید این کار خیلی ملموس نیست اما با انجام این کارها می‌توانید میزان این هدف را نیز بسنجید:

  • پیش از معرفی محصول و به بازار دادن آن از مصرف‌کنندگان و مشتریان نظرسنجی کنید و سپس بعد از برگزاری رویداد مجددا نظرسنجی را انجام دهید.
  • در حین برگزاری رویداد به اطرافتان توجه کنید. قیافه شرکت‌کنندگان چه شکلی است؟ می‌خندند یا حوصله‌شان سر رفته است؟
  • در حین برگزاری کمپین، میزان تعامل با سایت، بلاگ یا شبکه‌های اجتماعی برند را زیر نظر بگیرید.
  • از ابزارهای مختلف کمک بگیرید و ببینید اینفلوئنسرها، فالوئرها و دیگران در مورد رویدادتان در شبکه‌های اجتماعی چه نظری داده‌اند.

برای اندازه گیری موفقیت از طریق شبکه‌های اجتماعی نیز می‌توانید میزان موفقیت هشتگ خاص کمپین را زیر نظر بگیرید. هم‌چنین از طریق رهگیری میزان فروش در زمان برگزاری کمپین و مقایسه آن با قبل و بعد می‌توانید بازگشت سرمایه‌تان را اندازه‌گیری کنید.

نمونه های بازاریابی تجربی الهام بخش

کمپین‌های تبلیغاتی زیادی در سراسر دنیا با استفاده از روش بازاریابی تجربی اجرا شده‌اند و موفقیت‌های زیادی هم داشته‌اند. در این‌جا به چند نمونه از این کمپین‌های موفق اشاره می‌کنیم.

  1. Refinery29: 29 اتاق
    Refinery 29 نام برند لایف‌استایل برای بانوان است. در این کمپین با درست کردن ۲۹ اتاق مجزا، تجربه جدیدی را به شرکت‌کنندگان رویداد ارائه می‌دهد. در هر اتاق شرکت‌کنندگان می‌توانند برندی جدید و ساختاری جدید را ببینند. هر اتاق را به کمک شریکان تجاری ساخته‌اند و با شخصیت‌های متفاوتی از بازیگران و خوانندگان گرفته تا شخصیت‌های بزرگ تزئین می‌کنند.
  2. Red Bull: استراتوس
    احتمالا اگر ۱۴ اکتبر ۲۰۱۲ در یوتیوب آنلاین بوده‌اید، در جمع ۸ میلیون نفری قرار داشته‌اید که در آن روز بیشترین ترافیک تماشای ویدئو استریم را تشکیل داده‌اند. ردبول در آن روز با به ثبت رساندن رکورد جهانی بیشترین پرش از ارتفاع و نمایش آن به صورت آنلاین بسیار سر زبان‌ها افتاد.
    در این رویداد هیجان‌انگیز فلیکس بومگارتنر از ارتفاع ۱۲۸ هزار پایی یعنی ۲۴ مایل دورتر از سطح زمین و از یک محفظه موشک مانند خود را به پایین پرتاب کرد.
    ردبول نیز ازتمام صحنه‌های این اتفاق بزرگ به صورت زنده در یوتیوب فیلم‌برداری کرد و آن را به نمایش گذاشت.
  3. Volkswagen: پله‌های پیانویی
    حتما بالا رفتن از پله‌های مترو برای شما هم کاری طاقت‌فرسا و دشوار است. وولکس‌واگن در سال ۲۰۱۹ ابتکاری به خرج داد و مسیر یکی از این پله‌ها را برای مسافران مترو خوشایند کرد، به طوری‌که ۶۶ درصد افراد ترجیح می‌دادند از پله‌ها بالا بروند تا پله برقی!
    وولکس واگن با قرار دادن لایه‌ای صوتی روی هر پله، فضایی شبیه به پیانو را ایجاد کرد. افراد با قدم گذاشتن روی هر پله صدایی از نت‌های پیانو را می‌شنیدند و برای ادامه مسیرشان سعی می‌کردند آهنگی را با قدم‌هایشان ثبت کنند.
    وولکس‌واگن با ارئه این تجربه خوشایند و سرگرم‌کننده توانست به خوبی از مزایای بازاریابی تجربی بهره‌مند شود.
    جمع‌بندی
    قطعا مثال‌های موفق در این حوزه بسیار زیادند. البته مثال‌های ناموفقی که بدون داشتن برنامه، استراتژی و هدف پیش رفته‌اند هم زیاد هستند. برای این‌که نتایج درستی از بازاریابی تجربی بگیرید لازم است کمی وقت بگذارید. بهترین راه برای درگیر کردن و برقراری ارتباط با مخاطبتان را پیدا کنید و با برنامه پیش بروید. مطمئن باشید که اگر برنامه خود را کامل و صحیح انجام دهید، نتیجه درستی را هم از مردم و مخاطب برندتان دریافت خواهید کرد.

منابع:

https://tejarat-online.blogiran.net/

https://digital-marketing.blogiran.net/

https://web24.blogiran.net/

https://web-oline.blogiran.net/

https://tejarat-farda.blogiran.net/

https://digimarket.blogiran.net/

https://online24.blogiran.net/

https://webkaran.blogiran.net/

https://webinja.blogiran.net/

https://market-bazar.blogiran.net/



:: بازدید از این مطلب : 265
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : سه‌شنبه 06 آبان 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

 

سیستم حفاظت تصویری حمل و نقل مزایای بسیاری را در اختیار مسافران، اپراتورها و شرکت های حمل و نقل قرار می دهد از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره نمود:

  • جلوگیری از آسیب به مسافران، کارکنان و وسایل نقلیه با استفاده از سیستم های کنترلی
  • جلوگیری از وقوع جرایمی چون سرقت
  • افزایش امنیت و حفاظت از کارکنان و مسافران
  • بهینه سازی سیستم های اضطراری و افزایش سرعت عمل سیستم های اخطار
  • کنترل دائمی و یکپارچه شبکه حمل و نقل

ایجاد امکان تصمیم سازی با تولید و پردازش داده های مکانی و زمانی


راه حل های پیشنهادی هایک ویژن

حمل و نقل ریلی
حمل و نقل دریایی
لاجیستیک حمل و نقل
مدیریت هوشمند ترافیک
 

چالش های اصلی در سیستم های حفاظت تصویری حمل و نقل

  • تامین زیرساخت شبکه گسترده جهت ارتباط با وسایل نقلیه ای که دائما متحرک هستند
  • ذخیره سازهای محلی جهت ذخیره سازی در هنگام قطع ارتباط شبکه و انتقال داده های محلی پس از اتصال شبکه
  • ایجاد قابلیت تحمل تکان در سیستم های ذخیره ساز محلی
  • سیستم موقعیت مکانی
  • سخت افزار مناسب جهت تحمل شرایط محیطی
  • امکان گزارش سازی از آمارهای اصلی سیستم
  • تامین انرژی الکتریکی مورد نیاز سیستم
  • تعداد سخت افزارهای زیاد و چالش های مدیریت آنها
  • ایجاد ارتباط دو طرفه با اپراتورها

پشتیبانی هایک ویژن      هایک ویژن     نمایندگی هایک ویژن    هایکویژن    hikvision iran    سایت هایک ویژن      شرکت هایک ویژن 

 

ترانزیت

زیر ساخت ارتباط موبایل

با توجه به ماهیت متحرک سیستم های حمل و نقل استفاده از شبکه های معمول و زیرساخت های ارتباطی کابلی عملا امکان پذیر نمی باشد، به همین دلیل در سیستم های حمل و نقل بایستی از شبکه های موبایل و GSM جهت برقراری ارتباط استفاده نمود.

در شبکه های موبایل بایستی تمهیداتی را جهت برقرای ارتباط با سرعت و کیفیت مناسب ایجاد نمود. همچنین بایستی در نظر داشت که بهرحال ممکن است که ارتباط بنا به دلایلی در زمان هایی دچار اختلال شود و به همین دلیل باید راه های جایگزین و قابلیت تحمل قطع ارتباط به سیستم اضافه شود.

سیستم ذخیره سازی محلی

ماهیت وسایل نقلیه به گونه ای است که به علت حرکت دائمی نمی توان از زیرساخت های ارتباطی مطمئن و قابل اتکا نظیر شبکه های کابلی استفاده نمود. به همین دلیل در این سیستم ها معمولا از شبکه های مبتنی بر GSM استفاده می شود. شبکه GSM یا موبایل به گونه ای است که ارتباط دائمی در آن تضمین شده نمی باشد.

با توجه به آنکه ممکن است شبکه موبایل در زمان های نظیر ورود اتوبوس یا تاکسی به تونل های شهری در دسترس نباشد، سیستم ذخیره سازی محلی ارائه شده است. این سیستم اقدام به ذخیره سازی داده ها بر روی ذخیره سازهای همراه در وسایل نقلیه می نماید.

در صورتیکه سیستم ذخیره ساز محلی مجهز به قابلیت ANR باشد می تواند پس از برقراری مجدد ارتباط اقدام به انتقال داده به سرور ذخیره ساز اصلی در محل مدیریت مرکزی سیستم حمل و نقل نماید.

سیستم موقعیت مکانی

اکثر سیستم های حفاظت تصویری طراحی شده برای سیستم های حمل و نقل قابلیت تعیین موقعیت مکانی دقیق وسایل حمل و نقل را فراهم می کنند. این سیستم ها به صورت یکپارچه و بر روی نقشه های تعاملی موقعیت، سرعت و مسیر طی شده هریک از وسایل حمل و نقل را نمایش می دهند.

استفاده از این سیستم می تواند باعث جلوگیری از تغییر مسیرهای صورت گرفته توسط اپراتورهای وسایل نقلیه گردد. همچنین سیستم موقعیت مکانی قابلیت تولید اخطارهای لازم را جهت تولید فرایندهای کنترلی در زمان بروز خطا از سوی اپراتور را فراهم می کنند.

سیستم شمارنده افراد

از این سیستم می توان به عنوان مثال در ورودی های اتوبوس ها و یا مترو استفاده نمود، با استفاده از این سیستم گزارشات مناسب در مورد میزان استفاده و تردد افراد در ساعات مختلف تولید می شود. همچنین در زمان های بروز بحران به راحتی می توان تعداد افراد حاضر در هر اتوبوس، واگن مترو، ایستگاه و … را بدست آورد.

از جمله گزارشات مناسبی که با استفاده از سیستم های شمارنده می توان در اختیار داشت، گزارش تعداد افراد حاضر در هر نقطه در هر زمان است، این گزارش کمک می کند تا پترن های مهم و تاثیرگذار در ایجاد شلوغی در بخش های مختلف سیستم حمل و نقل را شناسایی نموده و با استفاده از آن اقدام به برنامه ریزی و تصمیم سازی نمود.

هایک ویژن تهران      دوربین های مداربسته    دوربین تحت شبکه      نمایندگی دوربین مداربسته هایک ویژن      نمایندگی رسمی هایک ویژن در تهران          نمایندگی دوربین هایک ویژن



:: بازدید از این مطلب : 274
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : یکشنبه 20 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

ارزش برند یکی از موضوعاتی است که شرکت های مختلف هنگام انتقال سهام خود به دیگری بر روی آن مانور می دهند و همچنین مهمترین دارایی معنوی یک شرکت نیز به حساب می آید. به طور کلی ارزش برند، ارزشی است که مشتریان بالقوه و بالفعل کنونی یک شرکت از یک برند درک می کنند. برای مثال ارزش برند یک شرکت با مقایسه درآمد مورد انتظار فروش یک محصول تحت نام برند با درآمد مورد انتظار فروش همان محصول بدون نام برند مذکور محاسبه می شود. این تفاوت به معنی میزان اعتماد مشتریان به برندی خاص و تمایل آنها برای پرداخت مبالغی بیش از برندها رقیب است.

ارزش برند را با محاسباتی انجام می دهند و البته این محاسبه به صورت تقریبی انجام می شود.  همچنین ارزش برند می تواند به موارد کارکردی و ویژگی های تکنولوژیکی بکار رفته در محصولی خاص اشاره داشته باشد یا ویژگی های غیر ملموس و احساسی مانند لوکس بودن یا زیبایی منحصر به فرد محصولات شرکتی خاص اشاره داشته باشد. در ادامه این مقاله به سه روش محاسبه ارزش برند اشاره می کنیم.

روش داموداران

در این روش جهت ارزش گذاری دارایی های معنوی، این بخش از دارایی ها را در سه دسته طبقه بندی می کنیم.

دسته اول، آن دسته از دارایی های معنوی هستند که مربوط به یک محصول یا خدمت خاص می باشند و جریان های نقدی ایجاد می کنند. جهت ارزش گذاری این دسته می توان از مدل های تنزیل جریان های نقدی بصورت معمول استفاده نمود، که برآورد جریان های نقدی با توجه به همان محصول یا خدمت و با در نظر گرفتن چرخه عمر محدود آن صورت می پذیرد.

 

دسته دوم از دارایی های معنوی، پیچیده تر بوده چرا که این دارایی ها به جای ایجاد جریان نقدی برای یک محصول یا خدمت خاص، به تولید جریان نقدی برای کل شرکت پرداخته و عایدات آن ها، کل شرکت را تحت تاثیر قرار می دهد. این دسته، نام تجاری شرکت است که تمام جنبه های شرکت از میزان فروش تک تک محصولات تا نرخ هزینه سرمایه شرکت را تحت تاثیر قرار می دهد.

دسته سوم، شامل آن دسته از دارایی های معنوی می شود که در حال حاضر هیچ گونه جریان نقدی ایجاد نمی کنند اما دارای این پتانسیل هستند که جریان های نقدی را در آینده، تحت شرایطی خاص به وجود آورند. این دسته نه تنها شامل ذخایر منابع طبیعی است بلکه همچنین شرایط قابل تغییر شرکت برای ورود به بازارها و کسب و کارهای جدید و رها نمودن تجارت فعلی را نیز شامل می شود. بهترین روش برای ارزش گذاری این دسته از دارایی های معنوی استفاده از مدل قیمت گذاری حق امتیاز معامله است.

بیشتر بخوانید: طراحی سایت ارزان

بیشتر بخوانید: طراحی سایت حرفه ای

بیشتر بخوانید: طراحی سایت کرج

بیشتر بخوانید: طراحی سایت شیراز

بیشتر بخوانید: طراحی سایت اصفهان

روش اینتربرند

شاید مشهورترین دسته بندی برای نام های تجاری در دنیا توسط فایننشال ورد ایجاد شده باشد. فایننشال ورد برای رتبه بندی و ارزش گذاری نام های تجاری از یک روش بسیار ساده استفاده کرده است. اختلاف میان سودهای یک نام تجاری و سودهایی که اساسا باید آن محصول بودن هیچ نام تجاری مشهوری به دست آورد. به این اختلاف خاصل خاص نام تجاری گفته می شود. همچنین فایننشال ورد یک ضریب محاسبه شده را با توجه به توانایی نام تجاری به کار گرفت. حاصل ضرب این دو، ارزش نام تجاری است.

این فرایند با محاسبه EBAT سه سال گذشته شرکت شروع می شود. نکته مهم در این مرحله کسر ای.بی.آی.تی های متناظر با فعالیتهایی است که نام تجاری در آنها نقشی ندارد. در مرحله بعد، پس از شناسایی شرکت های بدون نام تجاری خاص،EBAT آن ها نیز محاسبه گردیده و اختلاف EBAT دو شرکت به دست می آید. جهت تعدیل شدن EBAT های سال های گذشته، اثر عوامل خارجی همچون نرخ تورم بر آن لحاظ می شود.

همچنین برای آنکه ارزیابی ما بتواندEBAT نام تجاری برای سال های آینده را بهتر پیش بینی نماید، باید از میانگین وزنی EBAT سال های گذشته استفاده نماییم.

از آنجا که ممکن است این میانگین وزنی، از میزان پیش بینی سال آینده اختلاف EBAT دو نوع شرکت کمتر گردد، عنوانی با نام ذخیره کسری EBAT آتی در نظر گرفته می شود.

در نهایت پس از کسر هزینه سرمایه و مالیات از میانگین وزنی، اختلاف سودها (بین شرکت با نام تجاری و بدون نام تجاری) به دست خواهد آمد.

از طرف دیگر، اینتربرند ضریبی را با نام “توانایی نام تجاری” جهت برآورد ارزش نام تجاری، محاسبه می کند. این ضریب ترکیبی از هفت عامل زیر است:

  • رهبری: یک نام تجاری بانفوذ، بسیار با ثبات است و ارزش های بسیاری نسبت به نام های تجاری دیگر که سهم بازار کمتری دارند، را داراست.
  • ثبات و پایداری: نام تجاری که در طول زمان از درجه وفاداری بالای خریداران برخوردار هستند، بیشترین نمره را در این فاکتور به دست می آورند.
  • بازار: یک نام تجاری با ثبات، در بازاری که در حال رشد است، با ورود رقبای بسیار، بیشترین امتیاز را داراست.
  • بین المللی: نام های تجاری فعال در بازارهای جهانی ارزش بیشتری را نسبت به نام های تجاری ملی و منطقه ای دارند. البته، تمام نام های تجاری توانایی مواجهه با موانع و حصارهای ملی و فرهنگی را ندارند.
  • روند: توجه نام های تجاری به این که به روز و مناسب برای مصرف کننده باشند ارزش آنها را افزایش می دهد.
  • پشتیبانی و حمایت: نام های تجاری که از پشتیبانی (و به نوعی خدمات پس از فروش) برخوردارند می بایست از آنهایی که فاقد چنین فاکتوری هستند،ارزش بیشتری داشته باشند. البته کمیت و کیفیت این خدمات و پشتیبانی ها نیز باید مد نظر باشد.
  • حفاظت: قدرت و وسعت قوانین حمایتی از نام تجاری (قانون انحصار) یک عامل مهم و حساس در ارزش- گذاری است.

روش هولیهان

طبق روش مشاوران ارزش گذاری هولیهان ، ارزش نام تجاری، ارزش فعلی جریان نقدی آزاد شرکت منهای ضرب هر یک از دارایی ها در بازده مورد انتظار آنها می باشد. جریان نقدی آزاد ناشی از نام تجاری تا حدی شبیه ارزش افزوده اقتصادی است. این روش نیاز به جزییات حداقل ده سال گذشته گردش مالی شرکت دارد و بعد از بررسی دقیق جریان نقدی آزاد شرکت در ده سال گذشته میانگین وزنی آن برای محاسبه ارزش برند مورد استفاده قرار می گیرد.

نکته پایانی

در یک دهه گذشته ارزش برند های دنیای آی تی به شدت رو به افزایش است و بر اساس آمار از میان ۵ برند برتر دنیا ۴ برند معروف متعلق به حوزه آی تی و تجارت الکترونیک است. شرکت اپل اولی شرکت دو تریلیون دلاری تاریخ به حساب می آید و برندهای معروفی مانند آمازون و فیسبوک نیز در رده های بعدی در تعقیب اپل هستند. بنابراین پر واضح است که برای ساخت برند هر شرکتی نیاز دارد که طراحی سایت حرفه ای برای برند خود انجام دهد. بدون حضور نام برند شما در اینترنت و بدون داشتن یک وبسایت حرفه ای شما هیچ حرفی در رقابت با دیگران نخواهید داشت. به این منظور پیشنهاد می کنم مقالات طراحی سایت شرکتی و طراحی سایت فروشگاهی شرکت پیام آوا را نیز مطالعه کنید.



:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

بوت استرپ Bootstrap مجموعه ای از ابزارهای رایگان برای ایجاد صفحات وب و نرم افزارهای تحت وب است که شامل دستورات HTML، CSS و توابع جاوا اسکریپت جهت تولید و نمایش فرم ها، دکمه ها، تب ها، ستون ها و سایر المان های مورد نیاز طراحی وب می باشد.

به عبارتی دقیق تر Bootstrap  چارچوب نرم افزاری یا فریم وورکی ( Framework) است که شامل توابع و کتابخانه های از پیش آماده شده به زبان HTML و CSS و JavaScript می باشد. این چارچوب نرم افزاری به ما این امکان را می دهد تا در صفحات وب خود، با استفاده از کتابخانه های از پیش آماده، المان هایی نظیر: فرم ها، دکمه ها، تب ها و … را ایجاد کرده و رابط کاربری وب سایت خود را توسعه دهیم. با توجه به امکانات ارائه شده توسط بوت استرپ Bootstrap و همین طور سادگی استفاده از آن، روز به روز به تعداد وب سایت هایی که از آن استفاده می کنند، افزوده می شود.

امکانات Bootstrap

چارچوب Bootstrap  با تمامی مرورگرهای استاندارد همخوانی دارد و حتی در نسخه های قدیمی تر مانند اینترنت اکسپلورر ۸ نیز ظاهر زیبای خود را حفظ میکند.

یکی دیگر از قابلیت های منحصر به فرد Bootstrap امکان طراحی وب سایت واکنشگرا و ریسپانسیو است. این ویژگی که امکان طراحی به صورت ریسپانسیو را بسیار ساده کرده از نسخه ی ۲٫۰ به بعد وارد Bootstrap شد طراحی ریسپانسیو و واکنشگرا به این معنا است که وب سایت در تمامی سایز ها در تمامی دستگاه ها مانند موبایل ، تبلت ، لپ تاپ و … با حالت استاندارد نمایش داده شود.

نکته دیگر در خصوص Bootstrap متن باز بودن آن است و در سایت Github برای دانلود رایگان قرارگرفته است. همچنین امکان همکاری در این پروژه و شخصی سازی امکانات و ظاهر آن فراهم شده است و تاکنون مستندات مربوط به آن به چندین زبان دنیا ترجمه شده است. به طور کلی چارچوب بوت استرپ هم در طراحی سایت شرکتی و هم در طراحی سایت فروشگاهی بسیار پرکاربرد است.

مزیت های Bootstrap

– بهبود نمایش صفحات وب

– سرعت بالای کار با آن و کاهش زمان اجرای یک پروژه

– همخوانی با تمامی مرورگرهای استاندارد

– امکان ایجاد صفحه بندی، امکان ساخت انواع، قابلیت های زیبا سازی

– امکان طراحی صفحات وب بصورت واکنش گرا

مشکلات Bootstrap

پروژه Bootstrap با هدفی مشخص و ایده ای ستودنی راه اندازی شده است و در این مسیر سومین نسخه خود را تجربه میکند. طراحان زیادی از استانداردهای آن بهره میبرند و افراد زیادی استفاده از Bootstrap در طراحی سایت شرکتی یا طراحی فروشگاه اینترنتی را یک مزیت مهم میدانند ولی مشکل اصلی زمانی ایجاد میشود که شما وابستگی زیادی به طراحی اولیه آن داشته باشید.

امروز شاهد سایت های زیادی هستیم که همگی ظاهر نسبتا یکسانی داشته و به راحتی میتوان ردپای Bootstrap را در آن دید. بعنوان مثال رنگ مشکی هدر سایت، حاشیه های ۱ پیکسلی خاکستری و دکمه های آبی و قرمز با ظاهری مشخص نشان دهنده بکارگیری Bootstrap در یک سایت هستند، در حالیکه با کمی تغییر میتوان ظاهری جدید و متفاوت به هریک از این بخش ها داده و رنگ بندی های دلخواه خود را در آنها ایجاد نمود.

اگر روند استفاده از Bootstrap به همین شکل ادامه پیدا کند ممکن است در آینده تشخیص سایت های اینترنی از یکدیگر کمی دشوار شده و همگی دارای ظاهری یکسان و تکراری گردند. این مسئله به معنی مخالفت ما با این سیستم و امکانات آن نیست بلکه منظور آن است که بیایید تا این امکانات را در راستای بهبود فضای اینترنت بکار گرفته و خلاقیت خود را فراموش نکنیم.

پا نوشت

طراحی سایت،  طراحی سایت اصفهان ، طراحی سایت شیراز، طراحی سایت رشت، طراحی سایت کرج، طراحی سایت مشهد، طراحی سایت یزد



:: بازدید از این مطلب : 262
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

 

همانطور که در مقاله قبل توضیح دادیم، تکنیک هایی که برای فریب موتور جستجو و کسب جایگاه سریع استفاده میشوند را اصطلاحا کلاه سیاه می نامیم، این تکنیک ها عموما موجب جریمه سایت شما و از دست رفتن جایگاه بعد از مدتی کوتاه میشوند. در مقابل تولید محتوای با کیفیت و فعالیت براساس استانداردهای مورد قبول گوگل را کلاه سفید می نامیم.

 

اگر بخواهیم در مورد سئو کلاه خاکستری صحبت کنیم باید بر اساس تعریفی که جان اندرو، متخصص سئو بیان کرد که سئو کلاه خاکستری چیزی بین سئو کلاه سفید و سئو کلاه سیاه می باشد . یعنی اگر گوگل متوجه استفاده از آن ها شود، سایت شما توسط گوگل جریمه می شود . افرادی که از قانون پیروی نمی کنند اما نمی خواهند نشان دهند که طرفدار بی قانونی هستند از تکنیک های سئو کلاه خاکستری استفاده می کنند .

تکنیک های کلاه خاکستری یا همان Gray Hat روش هایی هستند که در مرز کلاه سیاه حرکت میکنند ولی قابل تشخیص توسط گوگل نخواهند بود. تکنیک هایی که سرعت رشد شما را به شدت افزایش میدهند ولی موجب نمیشوند که وارد منطقه خطر جریمه توسط گوگل شوید. اگر توسط افراد حرفه ای انجام نشود در واقع به نوعی لبه پرتگاه و آتش راه می روند . این مثال یعنی با یک اشتباه کوچک می تواند شما را داخل پرتگاه بیندازد . به همین دلیل نمی توان خیلی مطمئن گفت که استفاده از آن جواب صد در صدی می دهد. به نوعی تکنیک های سئو کلاه سیاه و سئو کلاه خاکستری خیلی شبیه به هم هستند یعنی اگر به درستی مورد استفاده قرار گیرد می تواند برای افزایش رتبه وب سایت موثر واقع شود .

گوگل غیب نمی داند!

موضوع این است که گوگل به این راحتی ها هم نمی تواند تشخیص بدهد که تخلف می کنیم!

مثال می زنیم؛ از نظر گوگل، خریداری بک لینک غیر مجاز است. اما آیا گوگل به راحتی می تواند خرید بک لینک را تشخیص بدهد؟

مسلما گوگل برای این که بفهمد بک لینک ما طبیعی ست یا خریداری شده، از یک سری ترفندها استفاده می کند. برخی از این ترفندها شناخته شده اند! می توانید آن ها را تشخیص دهید، تا گوگل تصور نکند که تخلف می کنید.

پاک شدن لینک:

زمانی که لینک شما در یک وب سایت باشد و بعد از مدتی پاک شود، در صورتی که برداشته شدن لینک هایتان به صورت ناگهانی باشد و این کار چند بار تکرار شود، گوگل فکر می کند که لینک می خرید و شارژتان تمام شده! پس مراقب باشید که لینک هایتان پاک نشود!

انحصار لینک های یک بلاگ یا سایت:

زمانی که یک دسته مشخص از وبلاگ ها، فقط و فقط به شما لینک می دهند! گوگل شک می کند که شما این وبلاگ ها را راه اندازی کرده اید. پس اگر می خواهید بلاگینگ کنید و از این بلاگ ها به خودتان لینک بدهید، هر از چندگاهی از محتوای دیگر سایت ها هم استفاده کنید. گاهی به برخی وب سایت های دیگر هم لینک بدهید (مثلا به ویکی پدیا و…).

لینک سازی ناگهانی مقطعی:

به صورت ناگهانی در این هفته ۲۰۰ عدد لینک می خرید (حالا یا با تبلیغات متنی یا ریپورتاژ یا هر روش دیگر) و بعد از آن به مدت یکی دو ماه هیچ خبری از لینک نیست! خب گوگل احتمال را بر این می گذارد که این ۲۰۰ لینک را که Index کرده است، لینک هایی هستند که شما بابت آن پول داده اید! نه لینک طبیعی!

Ip های یکسان:

فرض کنید ۱۰۰-۹۰ درصد بک لینک هایی که دارید از یک ip یکسان باشند! خب این اتفاق به قدری دم خروسش پیداست که سوپرکامپیوترهای گوگل با یک نیش خند، رتبه ی شما را در نتایج جست و جو، پایین می آورند!و

 

روش های بررسی شده در این مطلب تنها بخشی از تکنیک های سئو کلاه خاکستری بوده و تکنیک های زیادی دیگری هم وجود دارد،. توانایی چگونگی استفاده از این روش ها خیلی مهم است و اگربا این روش ها اشنا نیستید با یک متخصص سئو مشورت کنید.

 



:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

 

سئو کلاه سیاه به تکنیک، استراتژی ها و روش هایی گفته می شود که از روش های غیرقانونی و مخرب سعی می کنند رتبه وب سایت افزایش دهند. از اصطلاح Black Hat برای هکرها، تولیدکنندگان ویروس و افرادی که کارهای غیراخلاقی با کامپیوتر انجام می دهند، استفاده می شود.

 

عبارت کلاه سیاه اولین بار در فیلم های وسترن استفاده شده است و به منظور تمایز دادن خوبها از بدهاست که بعنوان کلاه سیاه شناخته شده است . اخیرا عبارت کلاه سیاه به منظور توصیف هکرهای کامپیوتری و همچنین سازندگان ویروس و نیز آنهایی که با کامپیوتر شروع به اقدامات غیر اخلاقی انجام می دهند مورد استفاده قرار می گیرد .

در واقع سئو کلاه سیاه که Black hat نام دارد به مجموعه اقدامات و عملیاتی گفته می شود که در جهت بالا بردن رتبه یک سایت یا بهینه سازی وب سایت و یک صفحه در موتورهای جستجو و با نقض شرایط ارائه سرویس (Terms of service ) آنها انجام می شود .

در جهان سئو، قوانینی وجود دارد که می بایست رعایت شود. این قوانین برای خود ما می باشد که با تبعیت از آنها علاوه بر ایجاد یک محیط مناسب و بهبود تجربه کاربری، می توانیم رتبه سایت خود را به صورت کاملا اصولی افزایش دهیم که هیچگاه دچار افت نشود. برای افزایش رتبه سایت، نیاز است که همیشه با آخرین تغییرات گوگل و تکنیک های جدید سئو، به روز باشید تا بتوانید در رتبه اول گوگل قرار بگیرید. متاسفانه، بیشتر افرادی که در زمینه سئو کلاه سیاه فعالیت می کنند، با اینکه با آخرین آشنا هستند اما در واقع می خواهند که ره صد ساله را یک شبه بپیمایند و نه تنها نمی توانند بلکه سخت مورد جریمه گوگل قرار می گیرند.

 

امکان اینکه شما بخواهید یک سئو کلاه سیاه را گزارش دهید به دو دلیل وابسته است .

1.سایت شما از طریق یک هک بد خواهانه، ویروس، کمپین سئو منفی با لینک های اسپم گونه

2.رسیدن شما به سایت های اسپم به توسط کلمات کلیدی رقابتی که در وبسایت قرار می دهید .

برخی تاکتیکهای سئو بلک هت

• کنترل خودکار محتوا
• مخفی سازی لینکها و متن
• کارهای مرتبط با کلمات کلیدی
• گزارش دادن تخلف یک رقیب
• صفحات Doorway
• 
پنهان سازی محتوا یا URL
• 
دایرکت مجدد بازدیدکننده به Url کاملا متفاوت با موضوع
• دستکاری لینک ،خرید لینک، مجلات تبلیغاتی، و لینکهای افزایش دهنده رنک سایت
• اسپینینگ مقالات
• لینک فارم ،( مجموعه ای از وب سایتها که هر سایتی را در پیوندهای خود لینک می کنند)
• چرخه لینکها یا لینک ویل ( استفاده بیش از حد از کلمات کلیدی و لینک کردن در چندین شبکه اجتماعی)
• شبکه های لینک
• اسپم ریچ اسنیپت
• پرسشنامه های خودکار
• ساختن صفحات یا دامینهایی با استفاده از مطالب در چندین وبلاگ
• صفحاتی با رفتارهای مشکوک مانند ویروسها و تروجانها

زمانی که سایت شما توسط ویروس یا بدافزار مورد حمله بدخواهانه قرار گرفت می بایست بعد از پاکسازی کدهای مخرب از سایت خود، تقاضای خود را جهت بررسی بدافزار ارسال نمایید. زمانی که سایت شما مورد هدف کمپین سئو منفی لینک های اسپم قرار گرفت، پس از اینکه سعی کردید با صاحبان سایت هایی که این لینک ها را برای شما قرار دادند تماس بگیرید و در خواست پاکسازی آنها را کردید، از Disavow Link Tools در قسمت Google’s webmaster tools استفاده نمایید .

 



:: بازدید از این مطلب : 277
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

 

در این مقاله سعی نمودیم تمام تعاریفی که کارشناسان دنیا از برند و برندینگ داشته اند را برای شما جمع آوری کنیم .امروزه در سراسر دنیا صحبت از برند و برندینگ بسیار همه گیر شده است ، مسئله برند و برندینگ برای کمپانی های بزرگ و کوچک بسیار حائز اهمیت می باشد ، دانستن تعریف مختلفی از برند و برندینگ می تواند به شما در انجام این کار کمک بسزایی کند .

 

  • برند نشان دهنده ی تعهد به مشتریان می باشد.
  • برند ، تجسم یک سازمان و محصولات و خدمات آن است ، قابل اعتماد بودن آن را مشخص می کند.
  • برند ، ساکن در ذهن مشتری و مخاطب است ، این تعریف در برگیرنده تمام تجربیات کارشناسان می باشد.
article_image_one_181.jpg
  • برند ، هویت یک کمپانی را نشان می دهد ، که در ذهن مشتری نگه داری می شود .
  • برند ، نیرو و قدرت یک سازمان یا یک کمپانی را نشان می دهد.
  • برند ، نشان دهنده ی یک منبع ، محصولات و خدمات منحصر به فرد است .
  • برند ، نشان دهنده ی تاریخچه و پیشینه یک سازمان می باشد
  • برند ، فراتر از ارزش یک محصول یا یک خدمت است ، برند چیزی است که باعث محبوبیت یک کمپانی می شود ،
  • برند ، چیزی است که همیشه یک کمپانی با آن نام ، خطاب می شود ، همواره مخاطبان یک کمپانی را با این برند می شناسند.
  • پول می تواند کوچکترین مسئله ی شما در برندینگ باشد. بعضی از اساتید بازاریابی عنوان می کنند که برندینگ اتلاف وقت است؛ مگر اینکه شما ده میلیون پوند بودجه داشته باشید. ولی اینطور نیست…
  • فراتر از همه، برند چیزی است که باید مدیریت، محافظت، رشد، بهره برداری و تغییر یابد.
  • فقط تبلیغ یک نام براى «برند» شدن کافى نیست بلکه این مهم نیازمند مدیریتى یکپارچه و هدفمند است.
  • برند در ساده ترین تعریف عبارت است از هر واژه، سمبل، علامت، طرح، یا ترکیبى از همه این عناصر براى درست معرفى کردن خود به دیگران و شناخته شدن توسط دیگران. یعنى آنچه که سبب تشخیص، تفاوت و تمایز درخصوص ما مى شود.
  • برند یک واژه است ولى«برندینگ» یک فعالیت مدیریتى مستمر و طولانى است که باید آنرا به طور هدفمند دنبال کرد تا بتوان در ایجاد یک هویت و برند، توسعه و حفظ آن به موفقیت رسید.
  • برندینگ یعنى دو چیز : قول به علاوه تعهد
  • برند این نیست که یک نام را فقط تبلیغ کنیم بلکه «برندینگ» یک فرایند و پدیده ایست که باید مدتها روى آن پایبند باشیم
  • در بحث برندینگ شرکت باید دست کم به پنج حوزه اصلی (معماری برند- نامگذاری برند- توسعه برند- هویت برند- شخصیت برندپاسخگو باشد.

 

 

 



:: بازدید از این مطلب : 273
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

 

ساختن شهرت و شخصیت برای یک برند ۲۰ سال طول می کشد اما برای تخریب آن تنها به ۵ دقیقه نیاز است.برند سازی مقوله ای بسیار حساس است و احساسات یک برند در دیگران به راحتی تخریب می شوند.شما اجازه دارید در شروع کار اشتباه داشته باشید اما باید از آنها درس گرفته و سعی کنید دیگر اشتباه های مشابه را تکرار نکنید. اما وقتی برند های بزرگ موقعیت خود را خراب می کنند هزینه ها زیاد بوده و روی پای ایستادن دوباره بسیار سخت تر بوده و به زمان بیشتری نیاز دارد.

 

مدتی پیش به این نتیجه رسیدم که برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد موفقیت برند ها چه بهتر است که در مورد شکست و اشتباهات برند ها مطالعه کرده و وسعی کنم جلوی تکرار ایشان را بگیرم. متاسفانه در ایران و برندهای ایرانی چنین نمونه های بسیار کم پیدا می شود و چقدر جالب بود که بعد از صحبت با چند نفر از صاحبان برند های ایرانی ایشان از گفتن اشتباهات خود به من و عمومی شدن آن هراس بسیار داشتند!من هم به سراغ برند های بزرگ خارجی رفتم ! ما نگاهی بر علت و نحوه شکست خوردن چند برند بزرگ خواهیم داشت و می بینیم چطور این برندها می توانستند تعهد مشتریان خود را دوباره کسب کردند. این مقاله محصول تجربه و نظر شخصی من در مورد مسایل چنین برندهایی بوده است.

article_image_one_179.jpg

اختلال در خدمات رسانی و عدم پیشرفت در کسب مشتریان جدید

کاربران بلک بری تعهد بسیار زیادی به این برند دارند. البته این تعهد در سال های گذشته در بوته آزمایش قرار گرفته است. در سال های گذشته قدرت خروجی دستگاه های این شرکت دچار اختلال شده و بعضی از کاربران توانایی دسترسی به ایمیل، اینترنت یا سیستم پیام رسانی را نداشته اند. مدیر توسعه برند بیان می کند ” شرکت نتوانسته است انتظارات اعتباری را پاسخ دهد.
آمار موجود نشان دهنده شواهد سقوط این برند بزرگ است. در سال ۲۰۱۲ بلک بری تنها ۵ درصد از بازار تلفن های هوشمند را به خود اختصاص داده بود در حالی که در سال ۲۰۱۱ سهم این شرکت ۱۱ درصد بود. در نیویورک تایمز این شرکت به عنوان برندی یاد شده است که برای بقای خود دست وپا می زند.
با اینکه مشتریان ترجیح می دهند از این برند استفاده کنند، کسب مشتریان جدید از چالش های جدید این شرکت است. بلک بری باید مردم را متقاعد کند که توانایی ارائه خدمات بهتری را دارد برای مثال سیستم عامل یا کیبوردی که دارد بسیار قوی تر از دیگران بوده و نقطه اعتبار آن ها محسوب می شود. آنها باید چیزی را به مردم ارائه کنند که حتی خودشان نمی دانند به دنبال آن هستند،همان چیزی که اپل توانایی بالقوه ای در انجام آن دارد.

راه حل: بلک بری باید مشتریان خود ( و مشتریان احتمالی) را متقاعد می کرد که مشکلات فنی همگی به زودی حل می شوند. آن ها باید بیان می کردند که محصولات جدید چقدر پیشرفت کرده و اعتبار آنها بیشتر شده است. من فکر نمی کنم مشتریان آن قدر تحمل داشته باشند که بدون هیچ امیدی به خرید کردن از شما ادامه دهند. این شرکت امیدوار است بلک بری ۱۰ که در ماه ژانویه تولید می شود جست و جو گری متمایز برای مشتریان به همراه داشته باشد. مسئله این جاست که آیا آن ها می توانند تا آن زمان مشتریان خود را حفظ کرده و مشتریان جدید را با این ترفند به سمت خود جلب کنند.

پیام های ترکیبی باعث گیج شدن مشتریان می شود

در سال گذشته فروشگاه های زنجیره ای JCPenney که ۱۱۱ سال قدمت دارند، طرح JCP را راه اندازی کردند که یکی از برندهای جدید با هویت بلند پروازانه است. به عنوان بخشی از این طرح، سیستم قیمت گذاری جدیدی بکار گرفته شد که اکثر فروش ها را از بین برده و باعث سازمان دهی دوباره فروشگاه ها شد و بوتیک های جدید برای برند برتری ساخته شد.
پیام شرکت هزینه های کم در هر روز بدون نیاز به فروش باعث گیجی شدن افراد شده بود. فعالیت ها به درستی تقسیم نشده بود و کمپین های بسیار زیادی به صورت همزمان در حال اجرا بودند. تغییر مداوم روش ها و پیام های بازاریابی، تنها باعث بی جهت و نا امن جلوه یافتن برند شده بود.
این حرکت در مشتریان بازتابی نداشت. بخش ارتباطات عمومی JCPenney پیام هایی را در واکنش منتقل کردند. و این پیام های جدید نتوانستند افراد را به سمت استراتژی جدید جذب کند. با اینکه گرافیک ها و لوگوها بسیار قوی بود، JCPenney بیش از حد به دنبال تقسیم کردن و توسعه فعالیت های خود بود.

راه حل: ارائه پیام های متفاوت می تواند به ارتقای روشهای تاثیرگذاری بر مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای کمک کند اما عدم مدیریت صحیح باعث هدر رفتن ۲۰۳ میلیون دلار در یک سوم نهایی سال ۲۰۱۲ بود. بهترین کار مشخص کردن تعریف واضح و ایجاد DNA برند در ذهن مشتریان است. پیام رسانی مداوم نیز زمانی بیشترین تأثیر را دارد که شما هزینه کافی برای حمایت از آن را داشته باشید. اما اگر برند هزینه کافی نداشته و نتواند توسعه پیام ها را به درستی مدیریت کند، احتمال گیج شدن مشتریان و در نهایت از دست رفتن فرصت برای کسب تعهد و حمایت مشتریان وجود خواهد داشت.

بی اعتمادی مشتری به برند و اعتماد سازی با شبکه های اجتماعی

در سالهای گذشته خطوط هوایی آمریکا با چالش های بسیاری روبرو شده است. بعد از ورشکستگی شرکت های والد در سال ۲۰۱۱ این خطوط هوایی با تبلیغات منفی با محور گزارشاتی از صندلی های شل و خراب روبرو شده بود. بابی زافارینا موسس شرکت برندینگ پراسر اینتراکتیو در واشنگتن بیان می کندواقعا تصور آن نیز سخت است که هنگام پرواز صندلی شما شل بوده و مدام به بالا پرتاب شوید.” ( البته در امریکا نه در شرکت های هواپیمایی ایرانی ) این مسئله با تغییرات سازمان و مشکلات حقوقی خلبانان همراه بود که دست به دست هم داده و باعث تأخیر و لغو پروازهای زیادی شده بودند. او بیان می کند  با رخ دادن تمام این مسایل شما به وضوح علایم ضعف برند را می بینید.
در ادامه این رویدادهای منفی، دو روز بعد نیویورک تایمز داستانی در مورد تجربه سخت یکی از نویسندگانش در پرواز این خطوط هوایی منتشر کرد. در این مقاله نویسنده نوشته بود که در میان راه در لندن توقف کرده و مدت زمان بسیار زیادی را در هترو ( Heathrow) وقت هدر کرده بود. در واکنش مسئول صفحه فیس بوک از کاربران شرکت خواست که در مورد تجربه دوست داشتنی خود از لندن مطالبی به اشتراک بگذارند! زافارنیا می گوید  وقتی شبکه اجتماعی شرکت به نظر افکار عمومی موجود در رسانه ها توجهی نمی کند، تعداد زیادی از کاربران احساس توهین می کنند. کاش حداقل مسئول این شبکه اجتماعی از مشکل به وجود آمده عذر خواهی می کرد.

راه حل: وقتی صندلی ها شل شد، شرکت در اول بهانه ریخته شدن نوشیدنی ها را گرفت. مسئول شرکت گفت که صندلی ها به خاطر ریختن نوشابه، پاپ کورن، قهوه و یا چیزهای دیگر خراب شده بوده که در مکانیزم قفل شدن صندلی اختلال ایجاد کرده است. این مسئله در رسانه ها سوالات بیشتری را برانگیخت.
زافرنیا می گوید  تمرکز اصلی باید بر امنیت بوده و تلاش کنند با مکالمات مرحله به مرحله مشکل قفل شدن صندلی را توضیح داده و تنها به یک توضیح ساده بسنده نکنند. جالب این جاست که سخنگوی شرکت زمانی برای جلسه خبری مشخص نکرده بود. این شرکت باید زمانی را صرف می کرد و به آرامی مشکلات خود را توضیح می داد. توجه داشته باشید که فعالیت های انجام شده باعث القای حس توهین در مشتریان متعهد شده و در نتیجه تعهد به برند را کاهش داده بود.
به نظر من چه خوب بود مدیر عامل یا مدیر روابط عمومی در زمان رخ دادن چنین مشکلی ، با توضیح کامل مورد و در جریان گذاشتن مشتری در مورد رفع عیوب موجود از طریق وب و به خصوص کلوپ مشتریان و نیز شبکه های اجتماعی شرکت در اعتماد سازی بیشتر می کوشید. چند پست فیس بوک هیچ هزینه ای نداشت ولی جلوی بی اعتمادی را در بین مشتریان مرکزی و وفادار به برند را می گرفت.

یک تغییر نام عمدی باعث کاهش اصالت می شود.

شرکت رادیوشک بیش از ۹۰ سال در بازار خرده فروشی تجهیزات الکترونیک بوده است، اما در رقابت با غول های خدمات الکترونیک مانند دل و خرده فروشانی مانند بست بای و بیگ باکس، به نظر می رسد این شرکت شکست خورده باشد. در واقع آخرین تحول جدید این شرکت باعث شد شرکت سطح خود را در بازار پایین آورده و شرکت در وضعیت بدی قرار گیرد.
“رادیو شیک ” در سال ۲۰۰۹ با هدف کسب تعهد بیشتر دست به نوآوری دوباره ای زد که یکی از جنبه های آن تغییر نام بود. طی این تغییرات نام شرکت به The Shack تغییر پیدا کرد. از اول نیز مشخص بود که مشتریان حس خوبی نسبت به این تغییر نداشتند. مدیر برند قبلی می گوید که” رادیو شک” باید مشتریان عجیب و قریب وعشق کامپیوتر خود را نگه می داشت که اطلاعات زیادی در مورد دیودها و ترانزیستورها داشتند.
شرکت بعد از اسپانسر شیپ لانس آرمسترانگ و موسسه Livestrong تا قبل اکتبر ۲۰۱۲ با دو چالش اساسی دیگر در روابط عمومی روبرو شد. این تلاش ها نیز مانند گذشته باعث شکست خوردن شرکت شده بود زیرا برنامه ریزی مناسبی نداشت.

راه حل: رادیوشیک باید به ریشه های خود برگشته و علاقه مندان فن آوری جوان را به سمت خود جلب کند. رادیوشک باید مسابقه با رقبای بزرگ را متوقف کند زیرا این افراد همیشه از نظر قیمت و انواع مدل بسیار متفاوت هستند. آن ها باید بر مشتریان مرکزی خود تمرکز کنند که مشتریان واقعا متعهد آنها محسوب می شوند. مطمئنا بازار تجهیزات الکترونیک تغییر کرده است اما برای حفظ اصالت و همین طور توسعه فعالیت ها شما باید بر گروه هسته ای خود تمرکز کنید. هرچه تنوع بیشتر باشد، خدمات نیز توسعه پیدا کرده و سپس با مدیریت می توان مخاطبین جدید را انتخاب کرده و بر آنها تمرکزشود. بدین روش آنها شانس بیشتری برای جذب افراد دارند.

 

 



:: بازدید از این مطلب : 253
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)
نوشته شده توسط : webdesigner1

 

 

ما در این مقاله میخواهیم از تصویر و دیگاه مردم ، از مشاهده تصویر برند خود بدون هیچگونه توضیحی مطلع شویم ،و از نتیجه این مشاهده در پیش برد اهداف خود که به فروش ختم می شود بهره ببریم .یک شیوه ی مؤثر در شناخت دیدگاه مردم، درخواست از آنها برای ایجاد ترکیبی از تصاویر وکلمات برای بیان ایده های خود در مورد برند مورد بحث است. هدف، بیان ادراکات و دیدگاه های مردم درباره برند موردنظر بدون لزوم استفاده از واژگان عاریتی از سمت انسان شناس یا روانکاو می باشد.

 

البته نام های تجاری می توانند با اصطلاحاتی از سوی این افراد توصیف شوند و محتملاً این کار توسط آژانس تبلیغاتی خواهد بود، اما از سوی اکثر مشتریان غیر متحمل می باشد یا آنها به انجام این کار عاجز و بی میل هستند و مهم در اینجا ادراکات و دیدگاه های مشتریان است که می خواهیم درک کنیم نه آژانس.یک گروه شش یا هشت نفری از بازار هدف خود شامل مشتریان و مشتریان احتمالی را مشخص کنید و آنها را جلوی بسته ای از روزنامه ها و مجلات- هرچیزی از اسب و سگ تا سلام!- بنشانید. به آنها قیچی و چسب بدهید و از هرکدام از آنها درخواست کنید تا یک برگه A1 را با کلمات و تصاویری که احساس می کنند بیشتر برای برند شما برازنده و مناسب است، بپوشانند.شما در اینجا با مهارت هنری آنها کاری ندارید، فقط تداعی هایی که برند شما در ذهن آنها ایجاد می کند اهمیت دارد. این تداعی ها ممکن است بد یا خوب باشند و از همه مهمتر، آیا آنها تداعی هایی بودند که شما قصد ایجاد آن را داشتید؟ ابداعات افراد اغلب اوقات شما را به تعجب وشگفتی وا می دارد، گاهی اوقات شما را ناامید می کند و تنها بعضی اوقات ممکن است شما را پریشان و افسرده می کند.

article_image_one_178.jpg

فرض کنیم محصول شما یک نوشیدنی کوکتل غیرالکی برای طبقه سطح بالا و مرفه اجتماعی باشد. زمانی که برند موردنظر برای موقعیت گذاری خود به عنوان یک “تجربه طعم” وجدآور دارای اشاره هایی به صحت مزاج و سلامتی در کنار تصاویری از حریره ی نخودفرنگی یا “جوانک هایی” شکم گنده مزین و همراه شود، این اقدام شما می تواند نگران کننده و مشوش کننده باشد. موضوع مهمی که شما نیاز دارید بدانید این است که آیا برند همان گونه که موردنظر شماست با مشتری ارتباط برقرار می کند و پیام موردنظر شما را به مشتری منتقل می کند؟

گروه شرکت کننده در این برنامه ممکن است از تصاویر و کلمات دیگر نام های تجاری در ترکیب تصاویر خود استفاده کنند که اشاره بر توازن و همسویی ارزش ها و عقاید نام های تجاری دارد که می تواند برای مدیر برند سودمند باشد. اگر دیگر نام های تجاری استفاده شده در ترکیب تصاویر و کلمات، رقبای نزدیک شما هستند، پس شاید موقعیت گذاری شما هنوز به حد کافی دقیق نیست؟ اگر نام های تجاری بکاررفته توسط آنها از برند شما بسیار فاصله داشته و متفاوت باشند، آنوقت این قضیه بسادگی می تواند فرصتی برای مقداری سرقت خلاقانه باشد- متخصصان و افراد حرفه ای آن را تحقیق و پژوهش می نامند.
عرفاً، تصاویر استفاده شده توسط گروه، پیوندی قوی بین ظاهر و خصوصیت یک برند و آن شخص را بیان می کند. توصیف برند به عنوان یک شخصیت از اهمیت زیادی برخودار است: افراد در کنار یکدیگر هویت پیدا می کنند. آنها می توانند مردم را دوست داشته باشند، یا از آنها متنفر باشند…

در توسعه ماهیت برند خود یعنی جاذبه و هویت آن، شخصیت یک معیار ارزشمند است. شما یک شخصیت خاص در ذهن خواهید داشت، شاید یک شخص واقعی، و این روش ترکیب تصاویر و کلمات در به نمایش آوردن میزان نزدیکی شما به هدف موردنظر خود کمک خواهد کرد.

برند شما کیست؟
این سوال ما را به تمرین دیگری می کشاند. از گروهی از مردم، به طور مطلوب یک گروه هدف شامل مشتریان و مشتریان احتمالی درخواست کنید تا بگویند چه کسی” برند شما از میان گزینه های زیر خواهد بود:

  • یک ستاره سینما
  • یک هنرپیشه کمدی
  • یک سیاستمدار
  • یک گوینده خبر
  • یک ورزشکار
  • یک نویسنده
  • “یک شخصیت” تلویزیونی
  • یک مجری برنامه تلویزیونی

شما حتی می توانید سوال کنید:

  • مونث اند یا مذکر ؟
  • چند سال دارند؟
  • اصول و عقاید سیاسی آنها چیست؟
  • از چه مذهبی پیروی می کنند؟
  • مجرد یا متأهلند؟
  • وضعیت سلامتی آنها چگونه است؟
  • واکنش آنها به بحران واسترس چگونه است؟

یافتن پاسخ این سوالات و تفصیر شیوه ی ترکیب تصاویر وجملات کار ساده ای نیست و به بهترین نحو می تواند توسط افراد حرفه ای انجام شود. ناظران آماتور و غیرحرفه ای، مخصوصاً آنهایی که از نزدیک درگیر قضیه بودند، مهارت مشاهده هر آنچه که احتمالاً افراد حرفه ای در جستجوی آن هستند را دارند.

کمک از محقق حرفه ای بازار (مجرب در موقعیت گذاری برند) در طرح سوالات و ارزیابی نتایج، شیوه هایی مشابه روش مذکور به شما در ساخت نیمرخ شخصیت برند تان کمک خواهد کرد. از همه مهم تر، با توجه به اینکه این شخصیت توسط مشتریان شما درک شده یک شخصیت اصیل و واقعی خواهد بود، نه لیستی از آرزو که در طرح بازاریابی شما تعریف شده است.

سپس سوالات مشکل متعاقب آن مطرح می شود:

  • آیا این همان چیزی است که شما هدف قرار دادید؟
  • اگر نه، آیا به اندازه کافی به هدف مورد نظر نزدیک است؟
  • اگر نه، چطور ما می توانیم این شکاف را کاهش دهیم؟
  • اگر نه، شخصیت توصیف شده واقعاً می تواند برتر و مرجح باشد؟

رویهم رفته، این شخصیت قبلاً در ذهن مشتری تثبیت شده است…
چرا مشاهده برند به عنوان یک شخصیت کمک کننده است
مشاهده برند به عنوان شخصیت، مزایای بسیاری برای مدیر برند دارد. نام های تجاری پاسخ های خاصی را از سوی مشتری خواستارند و افراد تقریباً بهتر از هر محرک دیگری به یکدیگر پاسخ می دهند. در زیر نام های تجاری را به عنوان بیان کننده سطوح مختلف روابط شخصی در نظر می گیرد.

  • یک چهره خودی
  • یک آشنا یا رفیق
  • یک دوست قابل اطمینان
  • یک عاشق یا محبوب
  • یک همراه مادام العمر

نکته چنین الگویی چیست؟

خوب، ما مشاهده می کنیم که مردم از یک عاشق یا یک همراه مادام العمر زندگی بیش از شخصی که به عنوان یک چهره خودی و آشنا درنظر می گیرند، انتظار دارند. همچنین مشاهده می کنیم وفاداریی که این ها در عوض به یکدیگر ابراز می کننند، بسیار متفاوت خواهد بود. برند که به عنوان یک رفیق خوب در نظر گرفته می شود، اما نه بیشتر، می تواند تخمین هایی واقعی از ارزش و انعطاف پذیری خود در عرصه رقابت ارائه کند و می تواند طرح هایی برای مرحله بعدی که چگونه یک دوست قابل اطمینان شود، فراهم کند.

 

 



:: بازدید از این مطلب : 250
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
تاریخ انتشار : پنج‌شنبه 10 مهر 1399 | نظرات (0)

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران